X
تبلیغات
رایتل

نخ ، سوزن ، قیچی

برگ دادخواست به شرح خواسته

موضوع دادخواست : پوزش بابت تغییرات پیوسته و مستمر سابق و همچنین عرض ادب و احترام خدمت تمام اهالی بلاگستان  

اهالی محترم بلاگستان ، خوانندگان عزیز  

با اهداء سلام و مراتب احترام  

اینجانب وکیل الرعایا ، به وکالت از خود ( نویسنده ی وبلاگ حاضر ) در خصوص موضوع دادخواست ، نکاتی چند ، به شرح ذیل ، معروض میدارم : 

۱- هدف از ایجاد تغییرات مکرر در این وبلاگ و در افشانی های آتی ، شرح و توضیح دنیای موکل به عنوان یک وکیل دادگستری ترشیده ( از حیث مونث بودن موکل ) می باشد . لذا نکاتی که در آینده مورد اشاره قرار خواهد گرفت تماما فرمایشات ، خاطرات ، افکار و باور ها ، نظریه های پرداخته شده و کلللا غرولند های موکل خواهد بود .  

۲- قصد دیگر موکل از ایجاد این وبلاگ ، ترویج افکار ( پسند و ناپسند ) خود است ، تا خوش بتواند بفهمد اصلا چه باور هایی دارد؟؟!! 

۳- ایشان دارای سوابقی چند ، از جمله ، عضویت در باندهای خلافکارهای منورالذهن مردستیز سابق ، انجمن علمی و محقر و ناچیز دانشکده حقوق ( البته از ناچیز بودن آن مشخص است که مربوط به دوره ی کارشناسی بوده است . ضمنا تمام اعضای آن را خانم های ترشیده ی دیگری تشکیل می داده است ! ) ، انجمن تک نفره ی حقوق جزا و جرمشناسی ، با اداره ی دیکتاتور منشانه ی موکل ( که هیچ کسی را درونش راه نمیداده است ! ) و مدیریت دو وبلاگ نه چندان موفق با محتویات فوق سری ( از باب بی محتوا و غیر قابل فهم بودن ! ) بوده است . 

۴- بعضا ممکن است موکل برای مدتی غیبش بزند یا اینکه  ( لطفا با لحن قیصر بخوانید ) بزنه تو خط عرفان و شعر و اینا ...!  

این تغییرات روحی روانی ، برای یک وکیل ترشیده که در میهن عزیز و سرفرازمان ایران ، زندگی میکند کاملا طبیعی و به جاست . ( لطفا باز هم با لحن قیصر بخوانید ) بالاخره باس از یه جایی بزنه بیرون !!! 

۵- علت عدم حذف پست های قبلی ، اولا احترام و گرامی داشتن نظرات عزیزان است ، ثانیا در حال حاضر ، موکل به جد در حال خودکاوی و خودنگری می باشد و توصیه ی عالمان علم مزبور ، معدوم ننمودن هیچ کدام از نوشته ها ، آثار و یا عکس العمل های گذشته است .  

با التفات توجه به بیانات فوق مستدعی ست ، موکل را از نقطه نظرات ارزشمن خود مطلع و سرافراز بنمایید . در مقابل موکل متعهد می شود ، این آخرین تغییری باشد که در وبلاگ حاضر ایجاد می نماید .  

بدیهی است ، این تعهد ، به معنای عدم ایجاد وبلاگ جدید ، جهت به اثبات رساندن سردرگمی واقعی موکل ، نمی باشد ! 

قبلا از بذل امتنان آن حضرت / حضرتان / حضرتین متشکرم . 

با احترام  

وکیل الرعایا

نظرات (14)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
وای چه کلمات قلمبه سلمبه ای...وای چقدر تخصص!
ما الان بسیار از این همه جملات نغز و گهربار بذل امتنان شدیم!!
چهارشنبه 8 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:41 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای بابا ... متاسفم که قلمبه سلمبه به نظر اومده ... و از طرفی خوشحالم که بذل امتنان شدید
ولی جواب شما به سوال ها؟
سلام به روز هستم با سخنی با ر.م بخون
سه‌شنبه 7 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حتما و با اشتیاق خواهم آمد ...
نظر در مورد پست نظربسته بعد، خیلى زیباست.
سه‌شنبه 7 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 07:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بسیار ممنون دوست عزیزم ... گاهی وقت ها احساس ما از عقلمون بهتر و درست تر کارشون رو انجام میدن ...
سلام
خوشحالم که با یه وکیل وبلاگ نویس آشنا شدم امیدوارم همشه پایدار باشید به ما هم سربزنین.
یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:14 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم بسیار خوشحالم از اینکه تشریف آوردید ... و هم خوشحالم که با یک داستان نویس و شاعر عزیز آشنا شدم ... مفتخر کردید بنده رو ... من هم برای شما آرزوی های خوب دارم ...
لایک یه پست بعدیت
یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی رفیق ... میدونی که تقدیم به کی بود...! همون که میگفت عشق هم دروغه ! من هم میگم کم کم دارم باور میکنم ... اما اینم دروغه!
پس هر وقت که دوباره میای یه خبری بده
یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:32 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رو تخم دو تا چشم هام ... دوست خیلی مهربون و دل نازک من ...
نوشته: قوچ از [ ایالات متحده آمریکا ] http://ramsheep.blogfa.com
آرزوی موفقیت در راه جدید...
شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تشکر بسیار ... لطف داری ...
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام
شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:28 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم جمیعا و رحمه الله
اوووه! انقدر تغییر بکنى که یادت نیاد چى چند وقته!! زیاد جدى نگیر عالیجناب :)
جمعه 3 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 04:24 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله خوب فرمایش شما صحیحه قربان ... چند تا چشمه شو دیدم ...
سلام بر وکیل الرعایا ی بزرگ !

ما تسلیمم..هر طرف شما بکشی قبله است!
خیلی مخلصیم ...
پنج‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شرمنده نکنید ... شما بزرگوارید ... مابیشتر
با اینکه خیلی متن سختی بود و من احتیاج به ترجمه بعضی قسمتها داشتم اما به محض دیدن کلمه مانوس «ترشیده» بلافاصله ارتباط عاطفی شدیدی با نوشته برقرار کردم
چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:44 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب ما خانم ها درد دل هم و خوب می فهمیم ... با حضورتون خوشحالم کردید ... هرجا لازمه بگید ترجمه کنم ... از قدیم گفتن وکلا مفتی حرف نمی زنن ولی حرف مفت زیاد می زنن! حالا من هم قول میدم بابت حرفای مفتی که می زنم از شما پول نگیرم...!
البته ما خانم ها همین کارها رو کردیم که ترشیدیم دیگه!!! والا الان واسه خودمون دک و پوزی به هم زده بودیم ! نه؟
نوشته: عبدالکوروش از [ ایالات متحده آمریکا ] http://www.potk.blogfa.com
درود.
ما که دیگه به این تغییر دکوراسیون شما عادت کردیم.
از شما چه پنهون وقتی وارد سایت یاهو یا مایکروسافت هم میشیم اولش خیال می کنیم این وبلاگ شماست که تازگیا قالبش رو عوض کردین!!
در مورد بندهایی که مرقوم فرمودین باید عرض کنم که از سوابق درخشانتون در زمینه وکالت و حقوق بسیار مشعوف شدم، این یک، بعدش هم شما هر کاری کنید ما خواننده شما باقی خواهیم موند. خیالتون نباشه از بابت تحولاتی که در زندگیتون رخ میده. همون شعر و عرفانتون هم دوست داریم.
در کل ما وکلا رو خیلی دوست می داریم.
مخصوصا اگه مونث باشن.

چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:40 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دروووووووووووووووووود برادر دینی ... مشعوف شدیم از حضور شما ... چراغانی کردید منزل حقیر مارو ... این همه تغییرات برای جلب نظر شما و امثال شماست دیگه ... وگرنه ما که از این دنیای پوسیده ، چیزی نمی خواییم جز همراهی شما خوانندگان عزیز ... اتفاقا با مایکروسایفت هم صحبت کردم یه مدت قالب شون و به من قرض بدن واسه تبلیغات وسیع!!! یاهو ولی قبول نکرد لاکردار!
ما مخلص خوانندگان مهربانی چون شما هستیم سعی میکنیم حتما شما رو در جریان تغییرات قرار بدیم ... حالا من چرا این همه از فعل دوم شخص جمع استفاده می کنم ؟؟؟
نوشته: mani از [ ایران ]
Hi dear, good work, good notes ;-) call me on this number : +989397581326 we'll talk...
چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:38 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
u can wait for my call... but it may take long for all of ur life
وقتی بمیرم میرم ببینم چکار میکنه
اگه گریه کنه یکی میزنم تو سرش
چون تا من زنده بودم عین خیالش نبود
سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا نکنه بمیری عزیزم ... ولی آره درست میگی ... تا زنده هستیم قدر هم رو نمیدونیم ...