X
تبلیغات
رایتل

نخ ، سوزن ، قیچی

سولمازانه

تقدیم به تو ...

تقدیم به خود خود تو ...

می خوام این نامه رو به تو بنویسم ... فارغ از هر آنچه که دیگران فکر کنند و یا قضاوت کنند ...

می خوام امروز برای اولین بار، تنها و فقط به تو فکر کنم و همه ی حرف هایی که تو دلم مونده رو بی رودربایستی بهت بزنم ... بی حجاب و بی نقاب ...

دلم می خواد بدونی تو تنها کسی بودی که عاشقانه و از صمیم قلبم دوستت داشتم و دارم و تنها کسی خواهی بود که تا ابدیت بهش وفادار خواهم موند . به تمام آرزوهات و خواسته هات ...

تو تنها کسی هستی که به خاطرش نفس میکشم و می خوام که باشم ... می خوام هست باشم

از تو ممنونم که تو سخت ترین لحظه های زندگی م تنهام نگذاشتی ... با گریه هام گریه کردی و با خنده هام خندیدی ... هر وقت نیاز به آغوشی گرم و عاشقانه داشتم ، تو بودی ... هر وقت نیاز به عشقی بی دریغ داشتم تو بودی ... و هر وقت که نیاز داشتم کسی دست هام رو تو دستش بگیره و با فشاری هرچند کوچک ، بهم بگه دوستت دارم و تنهات نمیذارم ، تو بودی ...

دلم می خواد بگم ، عاشق لبخند های شیرینت هستم و عاشق معصومیتی هستم که تو نگاهت به هر چیزی وجود داره ... می خوام بگم حتی لحظه ای از ساده گی هات رو با تمام دنیا عوض نمی کنم ...

می خوام ازت معذرت بخوام که اکثر روزها و لحظه ها ، حضورت رو حس نکردم ، انگار که وظیفه ت باشه ، اینجا ، کنار من باشی .انگار کار مهمی نیست و اهمیتی نداره که دوستم داری . انگار عشق تو به من ، چیزی باشه معمولی ... عادی ترین اتفاقی که تو جهان هستی میافته ! متاسفم ... به خاطر این نگاهم و به خاطر این احساسی که بهت داشتم ...

می خوام ازت معذرت بخوام که تو دلم برات آرزویی کردم و در عمل جور دیگه ای رفتار کردم ... می خوام ازت عذر بخوام به خاطر همه ی بی ملاحظه گی هایی که در حقت کردم ... به خاطر همه ی لحظه هایی که نابودت کردم به خاطر خوشامد دیگران ...

ازت عذر می خوام که تو بهشت خیالی خودم ، زندانی ت کردم و نذاشتم تجربه هایی که حقت بود رو ، مال خودت بکنی ...

عذر می خوام که به خاطر خوشامد دیگران و تایید گرفتن ازشون ، له ات کردم و زیر خروارها خاک پنهانت کردم ! با دست های خودم خفه ت کردم ، جلوی نفس کشیدنت رو گرفتم و در همون حال فریاد می زدم دوستت دارم !!!

می خوام که من رو ببخشی ... ببخشی به خاطر همه ی رنج هایی که بهت روا داشتم و تموم دردهایی که دچارت کردم ...

امروز تحول عجیبی درونم احساس کردم ، و خواب هایی که دیدم نشونه ی این تحول هستند ... امروز ، روز افطار کردنه ... روزی که قراره هر دو به هم نزدیک و نزدیک تر بشیم ... روزی که قراره فاصله ها کم بشن ، قراره من و تو یک نفر باشیم ، برای رسیدن به آنچه که به خاطرش خلق شدیم ... قراره امروز ، روزی باشه تا من تو چشم های نگاه کنم و تو ، تو چشمهای من ، و هر دو حس کنیم در دریایی عمیق شناوریم ، در دریای عشق بیکران الهی ...

پس در این روز مقدس ، برات آرزو می کنم ، تمام تجربه هایی که بهشون نیاز داری ، تمام آرزوهایی که با هدفت و رسالت شخصی ت همسو هستند ، تمام راه هایی که تو رو به مقصد واقعی ت می رسونند ، سر راهت قرار بگیرن ...

و بالاخره بهشت ابدی و واقعی رو برات آرزو میکنم ... همون امنیتی درونی ای که متعلق به توست ...  

سولماز من ، تولدت مبارک ...  

 

نظرات (24)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام
روزگار خوش
می خاستم بگم با اجازتون لینکتون کردم تو وبم
راستی خوشحال می شم اگه بهم افتخار بدید و به کلبه ی کوچیکم یه سری بزنید
با آرزوی بهترین ها برای شما
چهارشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 03:28 ب.ظ
امتیاز: 0 0
گشت بلای جان من عشق به جان رسیده ام...
سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:24 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله ... بله ... بله ...
قربونت برم... لطف داری در حد لالیگا!
به پای نوشته های صمیمی و قوی تو نمیرسه گلم:)
سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:26 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اختیار داری بانو ...
بسیار متشکرم .
سلام سولماز خانوم..
تولد عشقولانت با 1 هفته تاخیر مبارک..
همیشه به تفلد و نامه های عشقولکی:)
نه چیز خاصی نگفتم... درددلای یه بدبخت از همه جا رونده بود که باید میریخت بیرون:)
شوما زیاد جدی نگیر...
مقسی مامازل که سر میزنی به این مالیخولیایی...
دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:24 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیز دلم ...
مرسی ی ی ی ی ی ی ی ...
خوندنشون خیلی جالب بود برام ... قدرت نوشتاری زیادی داشت ...
خواهش میکنم دوست نازنینم ... از خوندن پست هات لذت می برم واقعا ... مالیخولیا رو که همه مون داریم ... حله !!
وای خدایا چه متنت قشنگ بود عزیزم
مبارک باشه انشاالله هرچقدر عمر میکنی عرض زندگیت پر از خوشی و شادی و صفا و عشق باشه
دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 04:23 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشحالم از اینکه خوشت اومده دوستم
ممنونم عزیزم ... من هم متقابلا شادی و برکت رو برات آرزو میکنم ... خوش آمدی
درود بر وکیل بانوی عزیز!
تولدت مبارک عزیزم ..امیدوارم به همه ی آرزوهای ریز و درشتت برسی...
همچنان مخلصیم دربست
یکشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:43 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر خودم جان دردانه ی من ... خوبی عزیزم ؟ ممنونم ازت ... من هم برات آرزو میکنم که به تمام آرزوهات برسی ... امیدوارم همه برسن ...
نوشته: ناشناسم از [ ایران ]
میبوسمت
بوس بوس بوس
نازنوشتی
ولی چرا اخه؟بنظرتو چرا باید اینجوری باشی؟
بنظرم دلیلش ناشناختن خودته
دنیای مدرن اینجوره
نمیذاردت خودت باشی
ازبس دوروبرت شلوغه
ولی ازش جدانشو
برودنبالش ازدلش دربیار
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دوست ناشناس عزیز ...
انسان ، نوعا ، مدلش همینه ... ما زاده شدیم برای رسیدن به خود واقعی مون ...
باید یکی از دخترخاله هاشو راضی کنیم از آتن بیان اینجا ساکن شن :))
گرگای اینجایی جنبه ندارن سوت دوم آدمو خوردن :)
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:01 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوه اوه ... آره خارجی باشه کلاسشم بیشتره ...!
بی جنبگی گرگای اینجایی رو خوب گفتی ... پس خبرش با تو ... منتظرما ...
تولدت مبارک بانو...............واقعا لیاقت این همه تعریف و تشکر رو داشت
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:36 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسیییییییییی عزیز دلم ... لطف داری نازنینم ...
گرگ که خیلی عادیه! پریروز عکس یکیو تو نت دیدم که با یه بوفالو همخونه س!! تمام سالن خونه یارو با بوفالو اشغال شده بود :)
البت منم کره اسب آبی داشتم اما بزرگ که شد ردش کردم :))
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:06 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره خوب ... گرگ که عادیه ...
آخی کره اسب آبی خیلی دوست دارم ...! به کی ردش کردی ؟ می فروختیش به من !
ای بابا آخر آرزوی هم خونه شدن با یکی از این دوستایی که اسم می بری ازشون رو دل من می مونه ...
گرگ آشنا چی شد ؟ پیدا نکردی ؟ یه سوال بکن از هم خونه ت ... ضررر نداره ها ...!
آخه گیج شدم، با سوابقی که ازت دارم برداشتم از پستت جور دیگه بود.
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:03 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه برداشتی داشتی؟ همون هم می تونه درست باشه ... یه جورایی رمزی بود این پست ...! به اون سوابق هم مربوط میشه ! منتها مخاطب خودم بودم ...
به به
چقدر فروردینی زیاده تو بلاگستان

دسسسسسسسسستت دسسسسستتت
رققققققصصصص رققققققصصصصصص
قرررررررررررر قررررررررررر

شاد باشی همیشه عزیزم و به خواسته هات برسی
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره واقعا ... دقت کردی چقدر متولدین فروردین زیاده ...؟
میگن بهار فصل عاشقاست ... اما چیزی که عیان است اینه که بهار فصل اعلام نتیجه ی عشقه !!!
مرسی عزیزم که اومدی و تبریک گفتی ... منم برات آرزوی شادی و طراوت میکنم تا ابد ...
تولدتان مبارک بانو
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:02 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی از مرحمت شما ممنونم ... خوش آمدید دوست من ...
نوشته: Naz از [ ایران ]
مرسی سولماز که من رو پیدا کردی:دی
من وبلاگت رو قبلا ندیده بودم و خیلی دلم می خواد بخونمش :دی
ایشالا بعد از ک ن ک و ر :((
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 06:31 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم ... خوشحال میشم نظر یه کتاب خون رو در مورد وبلاگم بدونم :دی
انشالله کنکورت رو با موفقیت سپری کنی ... برات آرزوی خیر دارم عزیزم ...
بخش هایی از متن این نامه رو که خوندم حس کردم حرفهایی که زدی حرفهاییه که من هم باید به خودم بزنم...
قسمتهایی از این نامه من رو واقعا به فکر فرو برد سولماز...حس می کنم در حق خودم ظلم کردم...

تولدت مبارک دوست نازنینم.آرزو می کنم دلت و لبت کنار هم بخنده و خوشبخت باشی.
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:06 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این حرفها ، رو همه مون باید به خودمون بزنیم ... از ته دل ...
این چند خط از شعر شاملو رو عمیقا باور دارم که میگه : هرگر کسی چنین فجیع به کشتن خویش بر نخواست که من به زندگی نشسته ام ...!
کاری که با خودمون می کنیم خیلی ظالمانه ست ... اونقدر که حتی جرات انجامش رو با دیگران نداریم !
ممنونم بابت تبریک ... امسال ، سال عجیبیه برای من ...
تولد مبارک دست عزیز. انشاالله عمر طولانی و با برکت داشته باشی.
4 روز از من بزرگتری!
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:14 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متشکرم نازنین ... همچنین من هم برای تو عمری طولانی و پر برکت آرزو میکنم ... تولدت مبارک ...
نوشته: دکولته بانو از [ ایران ]
سلام ... چه پست دل نشینی ... می ونم که خیلی بهش نیاز داشتی ... وقتی انقدر چیزهای خوب نوشتی، مطمئنم لیاقت رسیدن به همشونو داری ... تولدت مبارک خانومی ...
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:31 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست نازنینم ...
آره خیلی نیاز داشتم این حرف ها رو به خودم بزنم و خوشحالم که بالاخره تونستم ...
ممنونم ... خیلی ممنونم
تولدت مبارک. امیدوارم روزهای آفتابی و پر از شور و عشق امسال در انتظارت باشه
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:07 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ازت ممنونم دوست عزیزو نازنینم ... امیدوارم برای تو هم همینجور باشه امسال ... آرزوی تازگی و نشاط برات دارم
نوشته: Naz از [ ایران ]
تولدمون تو یه روزه! تولدت مبارک!
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا ؟ چه جالب ... پس تولدت مبارک ... دوست خوب و نازنینم ... مرسی که بهم سر زدی ... آدرست و نذاشتی اما پیدات میکنم و میام منزلتون برای عرض بتریک مجدد
تولدت مبارک سولماز جون
ایشالا همیشه خوشبخت زندگی کنی دوستم
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 06:59 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی نازنینم ... من هم برای تو آرزوی خوشبختی و شادی و امنیت میکنم ...
تولدت که مبارک ولی هان؟؟؟
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 04:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی نوشتن یه پست تبریکانه برای خودم ، خیلی عجیب تر از همخونه بودن با یه گرگه ؟ تازه اونم گرگی که هم حرف می زنه و هم قهوه می خوره ...!!!
ممنون برای ثبت نام در وبلاگ تولدانه . سولماز عزیز تولدتون مبارک باشه
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 04:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم از شما ممنونم ... به خاطر کار قشنگی که کردید و به خاطر تبریک ... دوستتون دارم ...
مبارک
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:06 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ازت ممنونم دوست خوبم ... خوش اومدی ...
iهوووووورررراااا
صلح و صفایتان برقرار
تولدت هزاربار مبارک عزیز من
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هوووووووووورررررررررررررررااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!
چه حیف شد که تولد کنسل شداااااااا اگرنه چقدر هم اونجا هورا می کشیدیم !!!!!!!!!!
مرسی عشق من ... مرسی که به یادم هستید ...