X
تبلیغات
رایتل

نخ ، سوزن ، قیچی

شب آرزوها

دانه ای فشرده در پهنه ی خاک ...  

نونهالی تنها ...

پیچکی پنجه زده بر دیوار و کشیده سرکی از سر تاک ...

من چنان غرق تماشا که نمانده غزلی ! 

آرزوهایم کو؟ 

پرستوهایم کو؟ 

دم به دم بر دم تیغ ... کشته ام خاطره ی خنده ی زیبای تو را ... 

و سپردم به خیال ... به گمانم لب شیرین تو را...!!! 

آرزوهایم ... کو ...؟ 

پرستوهایم ... کو ...؟

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
اینجا نمیشه کامنت خصوصی گذاشت؟!
تا اونجا که یادمه بلاگ اسکای یک لینک "تماس با من" داشت.
کو؟!
جمعه 20 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:06 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والله تا جایی که خودم هم یادمه همچی چیزی بود یه گوشه ای ... الان نمیدونم کجا فرار کرده ؟؟؟ نمی دونم چی شده؟
اسمش رو شاید میذاشتم "کودکانه"
یا "دنیای بچه ها"
یا "کودک امروز"
یا "صدای کودک"
ذوق و سلیقه خودت مطمئنا بهتر از منه.
جمعه 20 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:04 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره این هایی که گفتی خیلی قشنگن ... دوست داشتم بدونم نظر دیگران چیه؟ ذوق و سلیقه ی من ترکونده همه جا رو مرسی از کمکت ...
چه شعر قشنگی...
جمعه 20 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:48 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشحالم که خوشت اومده ...