X
تبلیغات
رایتل

نخ ، سوزن ، قیچی

غم باد

 

چند روزه بد جوری دلم هوات رو کرده ... بد جوری دلتنگ خنده هاتم ... خنده هایی که صداش تا پایین راه پله ها میومد و من قدم هام رو تند تر میکردم ... پله ها رو دو تا یکی می کردم تا بهت برسم و بفهمم داری به چی می خندی؟ بعدش بیام و سلام نکرده بگم چی شده ؟ چی شده ؟ چی شده؟ به چی می خندید؟ به منم بگید؟ منم بدونم ... منم بدونم ... بعدشم تو بگی چند سالته؟ بزرگ نشدی هنوز؟؟!!! 

دلم تنگ شده برای دست های گرمت که وقتی از اضطراب به خودم می پیچیدم توی دست هات می گرفتی شون ... خیسی شو حس میکردی ... بهم نشونشون می دادی و می گفتی ببین این یعنی اضطراب و استرس ... فشار هوا روی شونه هات ... !!! 

دلم تنگ شده که الکی باهات قهر کنم و تو هم بیای منت کشی ... ادام و در بیاری و بگی دارم خودم و لوس میکنم ...!!!  اونوقت شروع کنم به حرف زدن از ترک دیوار و عابر های تو خیابون ... تو هم با حوصله گوش بدی و توی حرف هام نکته هایی پیدا کنی که خودم چهار شاخ بمونم ... یاد بگیرم نگاه کردن به آدم ها رو ... یاد بگیرم زندگی کردن با عشق و ... یاد بگیرم که همه آدم ها تا همیشه شاگردند ...  

حتی تو که حالا تو این دنیا نیستی و داری جای دیگه یاد میگیری ... نمی دونم چی رو ...  

حتی چند وقته جرات این رو ندارم برم وبلاگت رو باز کنم و همون صفحه ی آخر رو ببینم ... همون جملات آخر ... و همون ...  

بدون تغییر ... مثل آخرین باری که به چشم هات نگاه کردم ...

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: دومان از [ ایالات متحده آمریکا ] http://www.sly.blogfa.com
یه پست دلی و چقدر خوندنش حس غم داشت،
از اون حسهای غمگین که آدم دوسش داره.

خونه جدید مبارک
دوشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:19 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلم دوست عزیزم ...
مرسی از اینکه سر زدی ...
احساس غمی که در دلم هست رو نمی تونم توصیف کنم ... مادر بزرگم همیشه میگفت آتیش فقط جایی رو می سوزونه که روش میافته ... اگر ناراحتت کردم معذرت می خوام ... اینجا می خوام حرف های واقعی و درونی م رو بنویسم ... همه سعی ام رو میکنم که از خوندنشون احساس پشیمونی و اتلاف وقت نکنید ...
دروووووووووود
خونه جدید مبارک دوست خوبم.
یادت باشه اولین کامنت رو من واست گذاشتم
امیدوارم اینجا جایی باشه که حرفهایی رو که دوست داری بتونی با خیال راحت بزنی.
خودت باش اینجا رفیق.
می خونمت.
شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درووووووووووود به رسم پاییز با واو اضافه
مرسی دوست خوبم از اینکه اولین کامنت مال توئه خوشحالم ... اولین دوست وبلاگی م هم تو بودی ... یادم نرفته اون موقع چه حرف های امیدوارکننده ای زدی بهم ... و حالم و بهتر کردی ...
اینجا می خوام خود خودم باشم ... خود خود خودم ...